PDA

مشاهده نسخه کامل : مكالمات روزمره امریكایی



A.m.ir
08-03-2008, 07:47 PM
1She was really regarded as one of the most able students of my English class.


او واقعا یكی از بهترین دانش آموزان كلاس زبان من به حساب می‌آمد.


2- What attributes should a good manager possess?


یك مدیر خوب باید چه صفاتی داشته باشد؟


3- His departure / death was abrupt and completely unexpected.


مرگ او ناگهانی و غیر منتظره بود.


4- I appreciate what you are doing for me.


از كارهایی که برای من انجام میدی ممنون.


5- I've no word to express my seep gratitude.


جدا نمی‌دونم چطور از شما تشکر کنم (نمی‌دانم با چه زبانی از شما تشکر کنم).


6- I don’t have anything to give in return.


نمی‌دونم محبت شما را چگونه جبران کنم.


7- Don't feel restrained.


معذب نباشید.(راحت باشید).


8- Every thing clicked back to me at once.


یکدفعه همه چیز یادم آمد.


9- Who ever said that?.


اصلا کی اینو گفته؟


10- He is a man of influence.


او مرد صاحب نفوذی است.


11- I am not in a good mood today.


امروز زیاد حال و حوصله ندارم.


12- Thanks for your compliment.


از تعریفت خیلی ممنون.


13- When I told them I was a doctor their whole attitude changed.


وقتی به آنها گفتم كه من دكتر هستم طرز برخورد همه عوض شد.


14- What's all the fuss about?


این همه سر و صدا برای چیه؟


15- My mind got distracted for a second.


یک لحظه حواسم پرت شد.


16- It doesn’t suit you very much.


زیاد بهت نمی‌آید.


17- what amass!


اه چه گندی!


18- Luck wasn't on their side.


بخت باهاشون یار نبود.


19- No buts and ifs.


دیگه اما و اگر نداره.


20- Do it on private.


به طور محرمانه آن را انجام بده.


21- Bon appetit.


نوش جان!


22- We'll have some fun with him.


یه خرده باهاش حال كنیم.


23- Keep it to yourself.


پیش خودت بمونه.


24- Sorry for interruption / interrupting you.


ببخشید که حرف شما را قطع می‌کنم.


25- That's awfully very kind of you.


این واقعا لطف شما را می‌رساند.


26- I couldn't make sense of what you said.


نتوانستم از چیزی که گفتید سر در بیاورم.


27- I didn't want to offend you.


منظور بدی نداشتم (نمی‌خواستم ناراحتت کنم).


28- Am I making myself understood or not?


می‌توانم منظورم را به شما برسانم یا نه؟


29- I will be back before you know it.

I will be back in a flash

I will be back in a split second

I will be back right away


تا چشم بهم بزنی بر می‌گردم.


30- Fall back.


عقب نشینی كنید.


31- I was stuck in the traffic.


تو ترافیک گیر افتاده بودم.


32- I'm so full.


حسابی سیرم.


33- I beg you, I need him.


خواهش می‌كنم؛ من بهش احتیاج دارم.


34- Could you let me off?


ممکن است من را پیاده کنید؟


35- Have you ever noticed?


تا حالا دقت كردی؟


36- Let of my hand.


دستمو ول كن.


37- Don't let the news get out.


اجازه نده خبر به جا‌یی درز پیدا کند.


38- He took a week leave.


او یک هفته مرخصی گرفت.


39- She has a heart feeling toward him.


از او دل پری دارد.


40- It occurred to me suddenly.


ناگهان به ذهنم خطور کرد.


41- Please notify us of any change of address.


لطفا تغییر آدرستان را به ما اطلاع دهید.


42- I will just see you to the door.


تا دم در شما را بدرقه می‌کنم.


43- Try your best.


نهایت سعیت را بکن.


44- He lied about his age.


او در مورد سنش به ما دروغ گفت.


45- Thank you very much. You were a big help.


خیلی متشكرم كمك زیادی کردی.


46- You mean a world to me.


تو برای من یک دنیا ارزش داری.


47- Make yourself at home.


اینجا رو منزل خودتون بدونید.


48- Nice of you to come.


لطف کردید تشریف آوردید.


49- That's so hard to deal without you.


بدون شما سر کردن خیلی مشکل است.


50- I feel honored to have you as a friend.


از اینکه با شما دوست هستم افتخار می‌کنم.

Source:w70.blogfa.com