مشاهده نسخه کامل : بیایید یادگیری زبان انگلیسی را آغاز کنیم!
A.m.ir
12-28-2008, 10:43 AM
چرا زبان انگليسي را بياموزيم؟ آيا صرف زمان و قدري هزينه براي يادگيري زبان انگليسي واقعاً مهم است؟
البته شايد به نظر برسد نيازي به اين بحث نباشد و خود شما بتوانيد مفصلاً به اين سؤال جواب بدهيد. اما بهتر است قدري دقيق تر و علمي تر به اين بحث بپردازيم. قطعاً آگاهي بيشتر شما، در افزايش انگيزه شما مؤثر خواهد بود.
اينکه شما زبان انگليسي را بياموزيد، ممکن است بهترين کاري باشد که شما ميتوانيد براي بهبود و ارتقاء زندگي خود انجام دهيد. شايد در نظر شما اين حرف اغراق آميز باشد، ولي...
درست است! آيا فکر نمي کنيد دسترسي به اطلاعاتي که افراد ديگر نميتوانند آنها را کسب کنند، گفتگو و نامه نگاري با افراد محبوبي که ديگران نميتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند، تحت تأثير قرار دادن اطرافيان خود، برداشتن گامهاي بزرگ در زمينه شغلي، و مسافت بسيار زيادي از ديگران پيشي گرفتن، چقدر مي تواند هيجان انگيز باشد؟
بله! شما ميتوانيد به همه اينها دست يابيد، اگر زبان انگليسي را بخوبي بياموزيد.
به دانش دست پيدا کنيد
به چه چيز علاقمنديد؟ علم؟ موسيقي؟ کامپيوتر؟ سلامتي؟ تجارت؟ ورزش؟ يا...؟ رسانههاي امروزي، نظير اينترنت، تلويزيون و مطبوعات، به شما اين امکان را ميدهد تا به دانش مربوط به موضوعات دلخواه خود، دسترسي تقريباً نامحدود داشته باشيد. جدا از اينها، مگر نه اين است که ما در عصر اطلاعات زندگي ميکنيم؟
اينجا فقط يک مشکل وجود دارد. بيشتر اين دانش به زبان انگليسي است!
در اينجا به برخی از اطلاعاتی که شما می توانيد با دانستن انگليسی به آنها دست يابيد، اشاره می کنيم:
اکثر صفحات وب. ميلياردها صفحه اطلاعات در وب وجود دارد. خيلي جالب است که يادگيري تنها يک زبان به شما امکان دسترسي به تقريباً تمام اين دانش را در اينترنت ميدهد.
کتابها، در هر موضوعي، از سراسر جهان. کتابهاي نويسندگان انگليسي و آمريکايي و کتابهاي ترجمه شده از ديگر زبانها را بخوانيد. اصلاً هرآنچه را که مورد علاقه شماست، ميتوانيد درباره آن به زبان انگليسي بخوانيد!
مطبوعات. تنها مجلات و روزنامههاي انگليسي زبان ميتواند در هر قسمت دنيا به فروش برود. شما مجبور نيستيد دنبال Time ، Newsweek ، يا International Herald Tribune بگرديد!
علم. زبان انگليسي کليد راهيابي به دنياي علم است. در سال 1997، 95درصد مقالات درScience Citation Index (يک ليست بينالمللي از نوشتههاي علمي) به زبان انگليسي بودند. تنها در حدود 50 درصد آنها از کشورهاي انگليسي زبان نظير ايالات متحده آمريکا يا انگليس بودند.
گزارشهاي خبري. شبکههاي تلويزيوني بينالمللي از قبيل CNN و NBC را تماشا کنيد. آنها اخبار با بسيار سريعتر و حرفهاي تر از شبکههاي ملي کوچکتر پخش ميكنند و شما ميتوانيد هرجاي دنيا آنها را مشاهده کنيد.
با افراد ارتباط برقرار کنيد
ما مايليم تا زبان انگليسي را زبان ارتباط بناميم. چرا؟ زيرا به نظر ميرسد تمام مردم دنيا توافق کردهاند تا از انگليسي براي مکالمه با يکديگر استفاده کنند.
در حدود 1,500,000,000 نفر در دنيا به زبان انگليسي سخن ميگويند. 1,000,000,000 نفر ديگر نيز در حال فراگيري آن هستند.
75درصد نامهها و کارتپستالهاي دنيا به زبان انگليسي نوشته شده است.
تقريباً تمام کنفرانسها و رقابتهاي بينالمللي نظير المپيک به زبان انگليسي برگزار ميشود.
ديپلماتها و سياستمدارها از کشورهاي گوناگون در بعضي موارد از زبان انگليسي براي ارتباط با يکديگر استفاده ميکنند. انگليسي زبان اصلي سازمانهايي همچون سازمان ملل متحد، ناتو و همکاري آزاد تجاري اروپا است.
اگر شما بتوانيد به زبان انگليسي ارتباط برقرار کنيد، ميتوانيد:
با افرادي از سراسر دنيا تماس بگيريد. درباره انديشهها و نظرات خود در گروههاي بحث در اينترنت صحبت کنيد. به اشخاص محبوب ايميل بزنيد. از زندگي و فرهنگ آنها چيزهايي بياموزيد و فرهنگ و آئين و مذهب خود را به ديگران معرفي کنيد.
به آساني مسافرت کنيد. هرجا ميرويد با مردم ارتباط برقرار کنيد. در بيش از صد کشور به زبان انگليسي صحبت ميشود. راه را بپرسيد، مکالمه کنيد، يا... درخواست کمک کنيد. چه کسي ميدانيد، ممکن است روزي انگليسي زندگي شما را نجات دهد!
کار خود را به جلو برانيد
اگر شما خواهان يک شغل خوب در تجارت، تکنولوژي يا علم هستيد، از جاي خود حرکتي بکنيد و از همين حالا شروع به يادگرفتن زبان انگليسي کنيد! ( اگر شما هم اکنون يک شغل خوب داريد، قبل از آنکه آن را از دست بدهيد به فراگيري زبان انگليسي اقدام کنيد! )
دانستن زبان انگليسي به شما اجازه مي دهد تا:
به شغل رؤيايي خود دست يابيد و هر چه بيشتر درآمد کسب کنيد.
به دانش فني دست پيدا کنيد. زبان انگليسي زبان تکنولوژي خصوصاً تکنولوژيهاي برتر نظير علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي است. اگر قصد داريد تا درباره تکنولوژي چيزي بخوانيد، احتمالاً مجبور خواهيد بود تا اينکار را به زبان انگليسي انجام دهيد.
علوم کامپيوتر را فرا بگيريد. مقالات قني را بدون هيچ مشکلي بخوانيد و يا مقالات خود را بنويسيد!
يک تاجر با کلاس جهاني باشيد. ساده است. تجارت جهاني به زبان انگليسي انجام ميگيرد و امروزه تمامي کار و کسب ها بينالمللي است. بنابراين اگر ميخواهيد وارد اين بازي شويد، بايد زبان انگليسي را بدانيد؛ براي تماس با ديگر کارورزان و تاجران، رفتن به کنفرانسها، خواندن مجلات و روزنامههاي بينالمللي در زمينه هاي کار و تجارت و ...
دانشمند بهتري شويد. با دانشمندان ديگر کشورها تماس بگيريد، به کنفرانسهاي بينالمللي برويد، از مراکز آکادميک خارج از کشور ديدن کنيد. با مطالعه روزنامهها، کتابها و مجلات از کشفيات جديد علمي باخبر شويد.
از کامپيوتر خود بهتر استفاده کنيد. بيشتر عملکردهاي کامپيوتر به زبان انگليسي است، بنابراين آنها را بهتر ميفهميد و يک کارمند بهتري خواهيد شد.
مهارتهاي جديدي براي کار خود بياموزيد. در قسمت "به دانش دست پيدا کنيد" به فوايد زبان انگليسي در يادگيري پرداخته ايم.
آنچنان از هنر لذت ببريد که قبلاً هرگز نبردهايد!
زبان انگليسي به شما اين امکان را ميدهد تا فرهنگ دنيا را احساس کنيد، کاري که از عهده هيچ زبان ديگري بر نميآيد. با دانشي خوب از زبان انگليسي ميتوانيد کارهاي فوقالعاده اي انجام دهيد:
نسخههاي اصلي فيلمهاي آمريکايي و انگليسي را تماشا کنيد. يکبار که امتحان کرديد، هرگز به نسخههاي دوبله شده بر نخواهيد گشت.
کتابهاي بزرگ را بخوانيد. هر کتاب معروف يا به زبان انگليسي نوشته يا به انگليسي ترجمه شده است. عنوانهاي بسيار زيادي وجود دارند؛ از نمايشهاي کلاسيک نظير هملت گرفته تا داستانهاي هيجانانگيز مدرن مثل پارک ژوراسيک.
از موسيقي انگليسي زبان بيشتر لذت ببريد. باور کنيد: موسيقي خيلي بهتر خواهد بود اگر شما بتوانيد کلمات را درک کنيد.
يادگيري زبان انگليسي آسان است
انگليسي فقط پرکاربردترين زبان در دنيا نيست، بلکه يکي از آسانترين زبانها براي يادگيري و استفاده است:
الفباي ساده. نماد خاصي نظير é يا ü ندارد. کلمات sweet ، part ،film را در کامپيوتر خود تايپ کنيد. حالا süß (آلماني)، (لهستاني) و (روسي) را امتحان کنيد. کدام سادهتر است؟
جمع بستن آسان. به طور ساده s به يک کلمه اضافه مي شود. تعداد استثنائات بسيار اندک است.
کلمات براي يادگيري آسان هستند. در فرانسوي، la fille و le chien و در آلماني، das Mädchen و der Hund وجود دارد. در انگليسي آنها فقط a girl و a dog هستند.
کلمات کوتاه. بيشتر کلمات پايه کوتاه هستند: run ،work ،big ،go ،man. کلمات بلند اغلب کوتاه شده اند:OS = operating system ،fridge = refrigerator. زبان انگليسي وقت شما را تلف نميکند!
کلمات تغيير نمی کنند. ولي در بسياري از زبانها، يک لغت اشکال بسياري دارد:
English: The man is blind.
German: Der Mann ist blind.
English: This is a blind man.
German: Das ist ein blinder Mann.
English: I see a blind man.
German: Ich sehe einen blinden Mann.
همه را You صدا کنيد. شما به دوست خود يا معلم خود ميگوييد: "?Do you speak English" در زبانهاي ديگر، شما بايد از کلمه درست براي شخص مناسب استفاده کنيد. در انگليسي، همه يکسانند!
انگليسي همهجا حضور دارد. شما ميتوانيد به سادگي به تلويزيون، موسيقي، وبسايتها، مجلات و ... به زبان انگليسي دسترسي پيدا کنيد. شما مجبور نيستيد از طريق کتابهای درسی کسل کننده بياموزيد. شما ميتوانيد ياد بگيريد و در همان زمان از انگليسي خود استفاده کنيد. استفاده از انگليسي از اهميت خاصي برخوردار است، چرا که باعث تمايل بيشتر شما به يادگيري ميشود.
احساس رضايت کنيد
زبان انگليسي نه فقط مفيد است، بلکه احساس رضايتمندي بسياري به شما ميدهد:
پيشرفت و بهبود احساس فوقالعادهاي بدست ميدهد. ما هرگز لحظهاي را که دريافتيم ميتوانيم به زبان آمريکايي صحبت و برنامههاي تلويزيون را به زبان انگليسي تماشا کنيم، فراموش نميکنيم.
شما از يادگيري زبان انگليسي لذت خواهيد برد، اگر به ياد داشته باشيد که هر ساعتي که شما صرف ميکنيد، شما را به سطح مطلوب نزديکتر ميکند.
استفاده از انگليسي مفرح نيز هست، چرا که هر جملهاي که ميگوييد يا مينويسيد، تداعي کننده موفقيت شماست.
زبان انگليسي از شما يک انسان نيرومندتر و بانشاطتر ميسازد. تصور تعدادي از موقعيتهايي که دانستن انگليسي در آنها به شما يک احساس خيلي خوب ميدهد، چندان دشوار نيست.
اميدوارم، پيشرفت شما در زبان انگليسي، به زودي براي شما رضايت خاطر بسياري فراهم کند.
A.m.ir
12-28-2008, 11:17 AM
اگر شما مطلب قبلی را در مورد اينکه چرا انگليسي را بياموزيم، خوانده باشيد، ميدانيد كه انگليسي ميتواند زندگي شما را بهبود ببخشد، ميتواند شما را محبوبتر كند، شما را با افراد زيادي آشنا كند، برايتان درآمدي فراهم كند و ...؛ ولي آيا تاكنون به اين فكر كردهايد كه اگر انگليسي را بخوبي بلد باشيد چه احساسي خواهيد داشت؟
تصور كنيد…
شما در يك كلاس انگليسي هستيد. هركسي دارد روی يک تمرين کار می کند. افراد همگي دارند درباره تمرين بحث ميكنند. سر و صداي زيادي برپاست. شما مدتی پيش آنرا تمام كردهايد و اكنون افراد زيادي دور شما را گرفتهاند و از شما سؤالاتي ميپرسند: "معنی اين كلمه چيست؟..." شما جواب درست را ميدانيد و كمكشان ميكنيد. شما ميدانيد كه چرا آنها از شما درخواست كمك دارند. چون ميدانند كه شما زبان انگليسی را بخوبی بلد هستيد. شما مورد احترام و تحسين آنها قرار ميگيريد. آموزگار نيز به توانايي شما توجه ميكند. او نيز با تحسين به شما مينگرد.
شما سوار بر هواپيمايي در حال پرواز و بازگشت از تعطيلات خود هستيد. فردي را ميبينيد كه كنار شما نشسته و دارد يك روزنامه آمريكايي را مطالعه ميكند. از آنجايي كه قرار است پرواز طولاني باشد تصميم ميگيريد صحبتي داشته باشيد. ميگوييد:
"?The engines are awfully loud, aren't they"
(موتورها بدجوري بلند صدا ميكنند، مگه نه؟)
آن شخص ميخندد و ميگويد:
"Yeah. It looks like the airplane may break into pieces at any moment"
(بله. مثل اين است كه هواپيما ممكن است در هر لحظه تكه تكه شود)
مكالمه ادامه مييابد. شما به سادگي صحبت ميكنيد و از آن لذت ميبريد. يك دقيقه قبل از فرود، بغل دستي شما ميگويد:
"!You speak just like an American. Your pronounciation, your grammar — it's amazing"
(شما مثل يك آمريكايي صحبت ميكنيد. تلفظ شما، گرامر شما - جالب است!)
شما لبخندزنان از هواپيما خارج ميشويد... چه روز فوقالعادهاي!
مثل تمام روزها سوار بر اتوبوس به سمت مدرسه در حال حركت هستيد. تصميم ميگيريد تا زمان را با مطالعه چند صفحه از يك كتاب سپري كنيد. به محض اينكه مطالعه را شروع ميكنيد شخصي كه كنار شما نشسته نگاهي به جلد كتاب شما مياندازد و متوجه عنوان انگليسي آن ميشود. نگاهي مملو از تحسين و البته رشكآميز! به شما مياندازد. يك دقيق بعد، چند نفر ديگر نيز در اتوبوس به شما خيره ميشوند. آنها نيز دوست داشتند كه ميتوانستند يك كتاب انگليسي بخوانند، اما نميتوانند. شما احساس رضايت ميكنيد و از اينكه زماني را صرف فراگيري زبان انگليسي كردهايد، خوشحاليد.
شما در يك فرودگاه بينالمللي هستيد. به سرعت قدم ميزنيد و با اعتماد به نفس به نظر ميرسيد. تمام علائم در اطراف خود را درك ميكنيد و اطلاعيهها را ميفهميد. ميدانيد كه اگر مشكلي پيش بيايد ميتوانيد به آساني با مسئولين فرودگاه به زبان خودشان صحبت كنيد. به سمت در خود ميرويد و به اين فكر ميكنيد كه چقدر سخت بود اگر انگليسي را نميدانستيد.
لحظات فوقالعادهاي را با دوست خود ميگذرانيد. نزديك به يكديگر نشستهايد. از راديو ترانه زيبايي به گوش ميرسد. دوستتان ميپرسد: "اين ترانه درباره چيه؟" جواب ميدهيد: "درباره عشقه، عزيزم." او ميگويد: "تو فوقالعادهاي! اي كاش من هم مثل تو انگليسي بلد بودم." و شما احساس ميكنيد كه چقدر مورد علاقه و تحسين او هستيد.
البته تصور موقعيتهايی اينچنين زياد دشوار نيست. شما هم می توانيد موقعيتهای زيادی را خلق کنيد. تنها اگر زبان انگليسی را بخوبی فرابگيريد!
A.m.ir
12-28-2008, 11:53 AM
در اين پست، ما تکنيکهاي خود را در مورد بهبود و افزايش انگيزه در يادگيري زبان انگليسي به عنوان يک زبان خارجي با شما در ميان مي گذاريم. خودمان در زمان يادگيري زبان انگليسي همواره آنها را به کار مي بستيم و هنوز نيز از آنها در مواقعي که لازم باشد تا انگيزه خود را در زمينه هايي غير از زبان انگليسي گسترش دهيم، استفاده مي کنيم.
خود را در آينده تصور کنيد
تصور کنيد که شما مي توانيد با يک مخاطب بومي همانگونه صحبت کنيد که انگار با زبان اول خود حرف مي زنيد. افرادي را تصور کنيد که دوست دارند به خوبي شما انگليسي صحبت کنند. تصور کنيد که مي توانيد به اشخاصي از هر جاي دنيا ايميل بزنيد.
خواندن مقالهای در مورد مزايای تسلط به زبان انگليسی ياریرسان است. قبلاً دو مقاله از اين دست در مورد "چرا زبان انگليسی را بياموزيم" و "زبان انگليسی به شما احساس خوبی میدهد" در اين وبلاگ آمده است.
شما بايد بدانيد که تسلط يافتن به زبان انگليسي واقعاً امکانپذير است. فقط به کساني نگاه کنيد که اين کار را انجام داده اند!
به ياد داشته باشيد که شما تاکنون خوب پيش رفته ايد
شما هماکنون احتمالاً قدری زبان انگليسی را میدانيد. اگر چنين باشد، اين يک موفقيت بزرگ است! اکنون زمان موفقيت بيشتر فرا رسيده است، زمان شروع به استفاده از روشهاي کارا در يادگيري خوب، زمان کسب دانشی عالي از زبان انگليسي.
به خاطر داشته باشيد که چيز زيادي است که نمي دانيد
شما تا حالا خوب بودهايد، اما احتمالاً زبان انگليسي شما عالي نيست. ممکن است نتوانيد برنامههاي تلويزيوني انگليسي زبان را بفهميد، کتابهايي به زبان انگليسي بخوانيد، به سادگي با مخاطبان بومي صحبت کنيد، نامه هايي عاري از اشکال بنويسيد، ...
هرگز نبايد فکر کنيد که زبان انگليسي شما عالي است. حتي اگر بهترين شاگرد کلاس خود هستيد، همواره سعي کنيد نقاط ضعف خود را بيابيد و روي آنها کار کنيد. هرگاه ياد گرفتيد تا انگليسي را به خوبي صحبت کنيد، مشکلات شما نسبتاً اندک خواهد بود: علامت گذاري، قواعدي که به ندرت به کار مي رود، لغات نادر، درک زبان محاوره اي. همين الآن، احتمالاً مشکلات شما بيشتر پايه اي هستند: اشتباهات در تلفظ، گنجينه لغات اندک، مشکلات گرامري.
هرزمان که مي توانيد از زبان انگليسي خود استفاده کنيد
اين خيلي خيلي مهم است. هرچقدر بيشتر از زبان انگليسي استفاده کنيد، بيشتر تمايل به يادگيري آن پيدا مي کنيد.
انگليسي آنقدر فراگير است که شما مي توانيد همه جا آن را بکار بگيريد. مي توانيد از گوگل استفاده کنيد و وب سايتهاي به زبان انگليسي با اطلاعات جالب را بيابيد، مي توانيد کارتونهاي آمريکايي را تماشا کنيد، میتوانيد با کامپيوتر خود بازيهاي ماجرايي را بازي کنيد، میتوانيد کتابهايي جالب به زبان انگليسي بخوانيد، ...
اگر اين قبيل کارها را انجام دهيد، شما فقط سرگرم نشده ايد، بلکه انگليسي هم ياد گرفتهايد. اگر بدانيد که دانستن يک لغت جديد انگليسي به شما اين امکان را میدهد تا برنامه تلويزيوني دلخواه خود را بفهميد يا با افراد مکالمه کنيد يا در يک بازي کامپيوتري برنده شويد، تمايل پيدا میکنيد تا لغات بيشتري را فرا بگيريد. بنابراين بيشتر زبان انگليسي را ياد میگيريد؛ کاربرد بيشتر، يادگيري بيشتر، کاربرد بيشتر... به علاوه اگر از روشهاي يادگيري کارا و مؤثر استفاده کنيد، زبان انگليسي شما سريعتر از آنچه که ممکن است تصور کنيد رشد میکند.
درباره زبان انگليسي با افراد صحبت کنيد
اين يک روش خيلي ساده، ولي بسيار مؤثر است. ببينيم چگونه به کار مي آيد:
شما معمولاً درباره مسائلي بحث مي کنيد که برايتان جالب هستند. اما متضاد آن هم صادق است. اگر شما به بحث درباره يک موضوع خسته کننده و کسالت آور بپردازيد، کم کم به آن علاقمند مي شويد.
تصور کنيد که داريد مطلبي را مطالعه مي کنيد که از آن تنفر داريد. خسته و کسل شده ايد ولي بايد امتحان فردا را با موفقيت بگذرانيد. اگر کساني نزديک شما هستند، دو راه داريد: مي توانيد به هرکس بگوييد که چقدر داريد عذاب مي کشيد يا مي توانيد درباره آنچه که يادگرفته ايد با آنها حرف بزنيد. اگر راه اول را انتخاب کنيد، شما تنها احساس بدتري خواهيد کرد. اگر راه دوم را برگزينيد و صحبتي را راجع به موضوع کسالت بار به راه بياندازيد، شما به آن موضوع از يک ديد کاملاً متفاوتي نگاه خواهيد کرد. ناگهان همين به موضوعي تبديل مي شود که ارزش صحبت کردن را داشته باشد و در نتيجه يک موضوع جالب و جذاب خواهد بود.
چطور مي توانيد چنين بحثي را راه بياندازيد؟ اگر شما در حال مطالعه زبان انگليسي هستيد، مي توانيد شخص ديگري را با صحبت کردن به زبان انگليسي متعجب سازيد. به انگليسي بگوييد:
! I'm studying English and I hate it (من دارم انگليسي مطالعه مي کنم و از آن متنفرم!) يا مي توانيد به زبان خود بگوييد: "هِي، من امروز 50 کلمه انگليسي ياد گرفته ام. مي داني معادل انگليسي ... چيست؟" اگر کسي نزديک شما نيست، مي توانيد به دوستتان تلفن يا ايميل بزنيد.
دوستان شما چه خواهند گفت؟ احتمالاً آنها زياد مجذوب و علاقمند نخواهند شد، ولي اهميتي ندارد! آنچه که مهم است اين است: بعد از صحبت درباره زبان انگليسي، شما آن را با اشتياق بيشتري مطالعه خواهيد کرد. امتحان کنيد.
دوستي را بيابيد که درحال آموختن زبان انگليسي است
اگر بتوانيد دوستي پيدا کنيد که مشغول فراگيري زبان انگليسي باشد و در سطحي معادل شما قرار داشته باشد، شما در يک موقعيت فوق العاده اي قرار خواهيد داشت:
شما کسی را خواهيد داشت تا با او راجع به زبان انگليسی صحبت کنيد. اين صحبتها، همانگونه که در بحث قبلی گفته شد، علاقه شما را به زبان انگليسی افزايش خواهد داد.
يادگيری زبان انگليسی سادهتر خواهد بود، چراکه قادر خواهيد بود تا در مورد مشکلات و مسائلتان با دوستتان بحث کنيد.
زبان انگليسی را بيشتر خواهيد خواند، زيرا میخواهيد از دوست خود بهتر باشيد!
بهتر است مرتب دوست خود را ملاقات کنيد. ايدهآل آن است که او در نزديکي شما زندگي کند، يا به همان مدرسهاي برود که شما میرويد. اگر واقعاً نمیتوانيد کسي را بيابيد که تمايل به يادگيري زبان انگليسي با شما را داشته باشد، میتوانيد از طريق ايميل کسي را پيدا کنيد. اين راه بدتري است: مکالمه شما احتمالاً کم خواهد بود، و مشکل است تا با کسي که خوب نمیشناسيد، رقابت کنيد.
قدري پول براي يادگيري زبان انگليسي خرج کنيد
اگر شما پولتان را صرف چيزي کنيد، میخواهيد از آن چيز استفاده کنيد! مثلاً، اگر يک راکت تنيس گرانقيمت را بخريد، احتمالاً بيرون میرويد و هر روز تنيس بازي خواهيد کرد.
اين قانون درباره يادگيري زبان انگليسي نيز صادق است. اگر میخواهيد تمايل خود را به آموختن زبان انگليسي افزايش دهيد، يک لغتنامه جديد، يک کتاب جالب به زبان انگليسي، تلويزيون کابلي انگليسي زبان،... بخريد. ايده ساده اي است: شما بابت آن پولي پرداخت کردهايد، بنابراين میخواهيد از آن استفاده کنيد، و انگليسي خود را بهتر خواهيد کرد.
در رابطه با اين روش، مشکلي وجود دارد. فقط براي مدت کوتاهي به درد میخورد. شما معمولاً انگيزه يادگيري خود را بعد از چند روز از دست میدهيد. براي اينکه به يادگيري ادامه بدهيد، مجبوريد هر هفته چيزي بخريد!
با اينحال، اين روش سودمند است، زيرا به شما نيرويي براي شروع يادگيري میدهد. مثلاً، اگر يک ديکشنري افعال چندتايي انگليسي را بخريد، احتمالاً از آن چند کلمه ياد خواهيد گرفت. سپس بايد سعي کنيد تا از آنها استفاده کنيد. براي مثال، با اين کلمات يک ايميل بنويسيد. همين انگيزه شما را تقويت میکند (همانگونه که قبلاً گفته شد)، و بيشتر ياد خواهيد گرفت.
به ياد داشته باشيد که يادگيري زبان انگليسي نيازمند عمل است
ما اين را بارها گفته ايم. يک عمل کوچک از خواندن صدها مقاله قدرتمندتر است. بله، ما مي دانيم که انجام کارها حتي اگر براي ما مفيد باشند، خيلي سخت است. ما آدمها موجودات تنبلي هستيم. به همين دليل است که بسياري از مردم نمي توانند انگليسي را بخوبي صحبت کنند.
هنوز، ما اميدواريم شما بتوانيد آنچه را که ما در روشهاي يادگيري زبان انگليسي خود راجع به آنها صحبت مي کنيم انجام بدهيد، نه اينکه فقط آنها را بخوانيد. شما تنها هنگامي به موفقيت خواهيد رسيد که چيزي را در زندگي خود تغيير دهيد.
آن را رها نکنيد. از حالا شروع کنيد!
A.m.ir
01-02-2009, 06:46 PM
فراگيري زبان انگليسي نيازمند عمل است. ممکن است شما تمام نکات يادگيري را بدانيد، ولي اگر انجام کارها را شروع نکنيد، به هيچ چيز نمیرسيد. در واقع، اگر میخواهيد بخوبي به زبان انگليسي صحبت کنيد، شما بايد زندگي خود را تغيير دهيد. در اينجا به برخي از کارهايي که شما بايد انجام دهيد، اشاره میشود:
هر روز يک ساعت، کتابي را به زبان انگليسي مطالعه کنيد، گرامر موجود در جملات تحليل نماييد و در يک ديکشنري زبان انگليسي به دنبال لغات نامأنوس بگرديد.
به نواري گوش بدهيد، دائماً آن را متوقف سازيد، سعي کنيد آنچه را که گفته مي شود درک و تلفظ صحبت کننده را تقليد نماييد.
بعدازظهر خود را با تمرين تلفظ صداي r " " انگليسي بگذرانيد.
به دقت ايميلي به زبان انگليسي بنويسيد، هر 20 ثانيه، از يک ديکشنري يا جستجو در اينترنت استفاده کنيد تا از صحت کلمه اطمينان حاصل نماييد. براي نوشتن هر جمله 5 دقيقه وقت بگذاريد.
به جمله اي انگليسي که تاکنون خوانده ايد، فکر کنيد. به اين بينديشيد که آيا میشود بجاي a از the استفاده کرد. سعي کنيد براي يافتن پاسخ، به دنبال جملات مشابهي در اينترنت بگرديد.
تا انتهاي يک خيابان قدم بزنيد و در ذهن خود چند جمله ساده انگليسي را بسازيد (با خودتان در مورد آنچه که در اطراف خود مي بينيد، حرف بزنيد).
به نظر شما چه کسي تمام اين کارهاي احمقانه را انجام مي دهد؟! فقط يک نفر. آنکه از انجام دادن اين کارها لذت میبرد. اگر شما میخواهيد بخوبي به زبان انگليسي صحبت کنيد، بايد چنين شخصي باشيد و نبايد از انجام اينجور کارهايي تنفر داشته باشيد. آيا تا حالا شنيدهايد که کسي با انجام کاري که از آن متنفر بوده، به موفقيت رسيده باشد؟
مسئله موجود در ارتباط با فراگيري و آموزش زبان انگليسي بعنوان يک زبان خارجي، اين است که همه زبان آموزان میخواهند زبان انگليسي را بخوبي صحبت کنند. با اين وجود، اکثر آنان نمیخواهند روي فراگيري زبان انگليسي وقت بگذارند ( که احتمالاً به همين دليل است که در کلاسهاي زبان ثبت نام میکنند و اميد دارند تا معلمشان زبان را به زور وارد کلهاشان بکند! بعداً راجع به کلاسهاي زبان مفصلاً صحبت خواهيم کرد.)
فقدان انگيزه به اين معناست که اساساً زبان آموزان روي آموختن زبان انگليسي وقت نمي گذارند، و اگر هم بگذارند، اين کار را به طور مرتب و منظم نمي کنند. مثلاً يک زبان آموز نوعي ممکن است به مدت 12 ساعت قبل از يک امتحان زبان انگليسي، افعال چندتايي زبان را مطالعه کند. با اينحال، چنين کسي حاضر نيست هر روز به مدت 30 دقيقه يک کتاب به زبان انگليسي را بخواند. او يادگيري زبان را خوشايند احساس نمي کند، بنابراين تنها هنگامي به مطالعه مي پردازد، که مجبور باشد. مسئله اينجاست که يک تلاش عظيم بي وقفه چيزي عايد شما نمي سازد، در حاليکه فعاليتهاي کوتاه و در عين حال هر روزه، نتايج زيادي به همراه خواهد داشت.
اگر شما از آن دسته از زبان آموزاني هستيد که از تمرين هر روزه تلفظ صداي r"" يا تفکر راجع به جملات زبان انگليسي خوشتان نمي آيد، روي سخن ما با شماست: شما بايد خودتان را مجبور کنيد که بخواهيد اين کارها را انجام بدهيد. به عبارت ديگر، شما بايد روي انگيزه خود کار کنيد. خوشبختانه، تکنيکهاي به اثبات رسيدهاي وجود دارد که به شما در اين راه ياري مي رساند. قبلاً در مورد افزايش انگيزه بحث کرده ايم. مي توانيد به مطالب گذشته رجوع نماييد.
زبان آموز عادي در مقابل زبان آموز باانگيزه
سارا يک زبان آموز نوعي يا عادي زبان انگليسي است که سطح انگيزه کلي پاييني دارد. او گاهي اوقات انگيزه بالايي دارد، نظير روز قبل از امتحان زبان انگليسي يا زماني که نمي تواند با يک مشتري خارجي که او را فرامي خواند، ارتباط برقرار سازد. اين قبيل موقعيتها او را وادار مي سازد تا چنين بينديشد که: "من بايد روي زبانم کار کنم!" با اين وجود، اين موقعيتها بندرت اتفاق مي افتد، کمتر از يک بار در ماه. بنابراين، اگر او شديداً به مطالعه بپردازد (مثلاً دو روز کامل قبل از امتحان زبان)، نتايج کار، ضعيف خواهد بود، زيرا او 90% از مطالبي را که آموخته، ظرف مدت يک ماه از ياد خواهد برد. تعجبي هم ندارد: حافظه آدمي اين طور کار مي کند، شما بايد همواره چيزها را مرور نماييد، در غير اينصورت آنها را فراموش میکنيد.
حالا بياييد به يک زبان آموز متفاوت نگاهي بياندازيم: مريم. مريم تقريباً هر روز به مدت 30 دقيقه رمان خاص زبان آموزان را (که با جملات ساده اي نوشته شده است) مي خواند. او يک ديکشنري انگليسي به انگليسي خريده است و هر گاه که معني جمله اي را نفهمد، از آن استفاده مي کند. در ابتدا مطالعه منظم، کار سختي بود: خواندن کتابها و استفاده از يک ديکشنري براي او جزء "فعاليتهاي عادي" نبود، و هر جمله انگليسي دردسر داشت.
ولي اکنون، تنها بعد از دو هفته، او میتواند بسيار سريعتر بخواند. هنگام خواندن، او اغلب به لغاتي برمي خورد که در دو هفته گذشته، آموخته است. هرگاه او به چنين لغتي میرسد، ديگر مجبور نيست تا در ديکشنري به دنبال آن بگردد و او میداند که پيشرفت خوبي داشته است. مريم چنين احساس میکند که اخيراً به ميزان زيادي زبان انگليسي را فراگرفته است، و مشتاق است که بيشتر بياموزد. هر روز، او به مطالعه کتابش مي پردازد. اين کتاب، اين فرصت را به او مي دهد تا از آنچه که آموخته، استفاده کند ( از پيشرفتش لذت ببرد) و بيشتر بياموزد. از آنجا که او بطور منظم مطالعه میکند، ميزان فراموشي او اندک، و گنجينه لغات او رو به رشد است.
مريم در مسير درستي قرار گرفته است. او به زودي قادر خواهد بود تا روزنامه هاي انگليسي زبان و ديگر منابعي را که براي خوانندگان بومي نوشته شده است، بخواند.
لذت به حافظه بهتر منجر مي شود
اگر شما از آموختن زبان انگليسي لذت ببريد، روي آن بيشتر وقت میگذاريد و آن را به طور منظم انجام میدهيد. سطح بالاي انگيزه به شما نفع ديگري نيز مي رساند. بخاطر سپردن کلمات و ساختارهاي گرامري براي شما آسانتر خواهد بود. زيرا مغز به آساني اطلاعات مربوط به موضوع مورد علاقه شما را بازيابي مي کند. (مثلاً برخي از مردم عاشق تاريخ هستند و در مورد جنگ جهاني دوم همه چيز میدانند. اگر شما از يک "فرد عادي" بخواهيد تا همه آنها را بخاطر بسپارد، او هرگز چنين کاري نمیتواند بکند.) بنابراين، لذت بردن از آموختن، به شما سودي مضاعف میرساند.
A.m.ir
01-02-2009, 06:53 PM
1- ايجاد شور و شوق دروني براي يادگيري زبان انگليسي
همه زبانآموزان دوست دارند تا زبان انگليسي را بخوبي صحبت کنند. آنها از اينکه احساس کنند میتوانند روزي به راحتي به زبان انگليسي ارتباط برقرار کنند، هيجانزده میشوند. با اين حال، آنها معمولاً به خود فرآيند يادگيري توجهي نمیکنند. براي اکثر زبانآموزان، فراگيري زبان يک وظيفه است، چيزي که آنها مجبورند انجام بدهند، نه اينکه بخواهند. آنها در آموختن زبان انگليسي هيچ لذتي نمیبينند.
به طور خلاصه، اکثر زبانآموزان دوست دارند تا بخوبي به زبان انگليسي صحبت کنند، ولي دوست ندارند تا به کار يادگيري بپردازند! اين اولين و بزرگترين دردسري است که زبانآموزان با آن مواجهند، زيرا اگر کسي از يادگيري زبان خوشش نيايد، يقيناً آن را بخوبي فرا نخواهد گرفت. اگر شما عاشق زبان انگليسي نباشيد، زبان انگليسي هم عاشق شما نخواهد بود!
اگر شما میخواهيد تا يک زبانآموز موفق شويد، بايد به خود فرآيند يادگيري علاقمند باشيد. زماني که مشغول فراگيري زبان هستيد، بايد به گونهاي باشيد که انگار داريد تفريح و استراحت میکنيد. براي مثال شما بايد از:
خواندن جملات انگليسي و تفکر راجع به ساختار آنها
فراگيري لغات جديد از ديکشنري
نوشتن يک جمله صحيح انگليسي با استفاده از ديکشنریها، راهنماهاي گرامري، و اينترنت
تمرين تلفظ اصوات و لغات انگليسي
لذت ببريد.
بطور ايدهآل، فراگيري زبان بايد سرگرمي شما باشد. شما بايد به خود بعنوان يک زبانآموز نگاه کنيد، کسي که يادگيري زبان انگليسي را بعنوان يکی از فعاليتهاي مورد علاقهاش انتخاب کرده است.
2- ايجاد اولين تغيير در زندگي
اتخاذ تصميمي درجهت يادگيري زبان انگليسي نيازمند تغييراتي در زندگي شماست. براي مثال، اينکه کسي تصميم بگيرد هر روز به مدت 30 دقيقه کتابي را مطالعه کند و به اين تصميم خود پايبند باشد. بسيار دشوار است تا تغييري کوچک، ولي دائمي در زندگي خود ايجاد کنيد، خصوصاً اگر فراگيري زبان انگليسي بنظر "مفرّح" نيايد. با اين وجود، زبانآموزان بايد به خاطر داشته باشند که مطالعه زبان انگليسي، هر روز به مدت 15 دقيقه، نسبت به مطالعه به ميزان يک روز کامل در هر ماه، نتايج بسيار بهتري به همراه خواهد داشت.
3- ايجاد تغييرات بيشتر در زندگي
اگرچه اولين تغيير از همه مشکلتر است، با اين حال تغييرات بعدي نيز هر کدام دشوار میباشد. بسياري از زبانآموزان قدم اول را بر میدارند (براي مثال، آنها مطالعه مستمر و هر روزه يک کتاب را آغاز میکنند) و همانجا متوقف میشوند. آنها خود را درگير ديگر فعاليتهاي آموزشي نمیکنند.
يک زبانآموز خوب، درگير مجموعهاي از فعاليتها (خواندن، تماشاي تلويزيون، تمرين تلفظ، گوش دادن به نوار، ...) است و هر زمان بنا به روحيات خود، از ميان اين مجموعه گزينش میکند (که کدام را انجام دهد). وجود يک فعاليت خاص، به اندازه کافي مفيد نيست، زيرا (1) شما را به سرعت خسته میکند، و (2) به شما توانايیهاي زباني محدودي میدهد. براي مثال، مطالعه زبان، تلفظ شما را بهبود نمیبخشد، هرچند، گرامر، گنجينه لغات، درک مطلب، و مهارتهاي نوشتاري شما را تقويت میکند.
A.m.ir
02-27-2009, 11:25 AM
اگر شما يک ديکشنری خوب بخريد، از بيش از ۹۰ درصد زبانآموزان بهتر خواهيد بود. باورکردنی نيست، ولی اکثر مردم (حتی کسانی که میخواهند تا زبان انگليسی را بخوبی فرابگيرند) به سادگی به يک فروشگاه کتاب میروند و اولين ديکشنریای را که میبينند، میخرند.
اين يک اشتباه بزرگ است! يک ديکشنری بد، دير يا زود شما را با مشکلات زيادی مواجه میسازد، شايد ظرف دو ماه و شايد هم يکسال، و بههرحال شما مجبوريد تا يک ديکشنری خوب بخريد! آيا بهتر نيست تا همان دفعه اول يک ديکشنری خوب و مناسب بخريد؟
خريد يک ديکشنری خوب اهميت زيادی دارد، زيرا:
يک ديکشنری خوب راهنمای شما در فراگيری زبان خواهد بود؛ به شما لغات جديد، طرز تلفظ و استفاده از آنها را میآموزد و در درک متون انگليسی به شما کمک میکند. زبانآموزان موفق هميشه از ديکشنری خود استفاده میکنند: هنگام خواندن کتابها، در کلاسهای زبان، موقع نوشتن يک ايميل، هنگام انجام دادن تکاليف و موقع گشتزنی در اينترنت.
اين يک راه اول ساده در برنامه يادگيری زبان شماست؛ شما تنها بايد اندکی پول خرج کنيد (خيلی کمتر از آنچه که برای يک کلاس زبان خرج میکنيد). اگر اولين قدم را بخوبی برداريد، برداشتن قدمهای بعدی کار سادهتری خواهد بود.
به صرف کردن هزينه نياز دارد. بله، اين چيز خوبی است.:-) خرج کردن قدری پول در يادگيری زبان انگليسي، به شما انگيزهای در ادامه فراگيری زبان میدهد.
A.m.ir
02-27-2009, 11:42 AM
ديکشنري، مهمترين چيزي است که شما در طي يادگيري زبان انگليسي به آن نياز داريد. يک ديکشنري خوب به شما در فراگيري صدها لغت جديد و همچنين بهبود تلفظ و گرامر به شما کمک میکند. در مطلب پيشين به دلايل خريد يک ديکشنري مناسب پرداختهايم.
ديکشنریهاي انگليسي- انگليسي
هرگاه صحبت از ديکشنري ميشود، معمولاً شما به ياد يک ديکشنري دوزبانه ميافتيد. مثلاً ديکشنري انگليسي- فارسي يا انگليسي- آلماني. ولی يک نوع ديکشنري ديگر هم وجود دارد: يک ديکشنري انگليسي- انگليسي (تکزبانه).
چنين ديکشنرياي تنها به زبان انگليسي نوشته شده است. لغات انگليسي ترجمه نشدهاند، بلکه به زبان انگليسي "تعريف" شدهاند.
به دلايل زير، ديکشنريهاي انگليسي- انگليسي از ديکشنريهاي دوزبانه بهتر است:
تعاريف انگليسي، همان عبارات واقعي انگليسي با گرامر و لغات هستند. اگر شما آنها را بطور منظم بخوانيد، به طور خودکار گرامر و لغات را بخاطر میسپاريد.
تعاريف انگليسي موجب يادگيري بيشتر شما میشود. شما اغلب به دنبال لغتي خواهيد گشت که بخشي از تعريف لغتي ديگر بوده است. براي مثال، اگر کلمه naughty را در ديکشنري بيابيد، ممکن است با عبارتي اينچنين روبرو شويد:
"If you say that a child is naughty, you think that he or she is behaving badly or is disobedient"
اگر شما معاني لغات disobedient و behave را ندانيد، به دنبال آنها نيز خواهيد رفت، يعني بجاي يک کلمه، شما سه کلمه میآموزيد!
از استفاده از يک ديکشنري انگليسي- انگليسي باکي نداشته باشيد. اگر شما بتوانيد متون ساده زبان را بخوانيد، قطعاً تعاريف موجود در يک ديکشنري انگليسي- انگليسي را نيز خواهيد فهميد.
ديکشنریهايي براي زبانآموزان و براي افراد بومی
دو نوع ديکشنري انگليسي- انگليسي وجود دارد: ديکشنریهايي براي زبانآموزان و ديکشنریهايي براي کساني که انگليسي، زبان مادري آنهاست. ديکشنریهاي نوع دوم، توسط خود آمريکايیها، بريتانيايیها، و ... براي يافتن معاني لغات بسيار مشکل نظير tintinnabulation مورد استفاده قرار میگيرد. ديکشنریهاي زبانآموزان مورد استفاده اشخاصي است که در حال فراگيري زبان انگليسي بعنوان زبان دوم میباشند.
ديکشنریهاي بوميان، معمولاً نسبت به ديکشنریهاي زبانآموزان حاوي لغات بيشتري است، ولي تعاريف آن پيچيده است و جملات نمونه و مثالهاي کمتري دارد. از اين رو، اولين ديکشنري شما بايد يک ديکشنري مخصوص زبان آموزان باشد. بعداً، شما به ديکشنریهاي ديگري نيز احتياج پيدا خواهيد کرد؛ مثلاً يک ديکشنري افعالي چندتايي و يک ديکشنري بزرگ براي افراد بومي.
ديکشنري هاي نرمافزاری
اگر امکان دارد، يک ديکشنري نرمافزاري را بجاي نسخه چاپ شده آن، تهيه نماييد. در زير به دلايل اين کار اشاره میشود:
جستجوي ساده. ديکشنريهاي نرمافزاري شما را قادر میسازند تا عمل جستجوي لغات را بسيار سريع انجام دهيد. تايپ کردن يک کلمه با صفحه کليد، بسيار بسيار سريعتر از گشتن در ميان صفحات يک کتاب بزرگ سنگين است.
کپي آسان. شما میتوانيد مجموعهاي از تعاريف را در يک جا جمع کنيد و از آنها استفاده نماييد.
فايلهاي صوتي. در بسياري از ديکشنریهاي نرمافزاري شما میتوانيد به اصواتي گوش دهيد که طرز تلفظ يک کلمه را به شما نشان میدهد. اين اصوات نمیتواند جاي نوشتارهاي فونتيک را بگيرد (به ادامه مطلب توجه فرماييد)، ولي قطعاً اين يک ويژگي ممتاز و مفيد است.
اطلاعات بيشتر، طرح واضحتر. ديکشنریهاي چاپي فضاي محدودي دارند، و به همين دليل است که با يک فونت ريز چاپ میشوند و طرح آنها بسيار شلوغ است. يک ديکشنري رايانهاي فضاي بيشتري دارد، لذا میتواند اطلاعات بيشتري در اختيار بگذارد (براي مثال، جملات نمونه بيشتر) يا همان اطلاعات را بطريقي روشنتر ارائه نمايد (فونت بزرگتر، فضاهاي خلوت، ...).
چرا جستجوي سريع تا اين حد مهم است؟ زيرا اگر مايليد تا زبان انگليسي را بخوبي فرابگيريد، بايد بدنبال لغات زيادي بگرديد، و يک ديکشنري چاپي شما را بتدريج از اين کار دلسرد مي کند. شما میخواهيد معني لغتي را بيابيد، به کتابي عظيم الجثه با 1500 صفحه نگاهي میاندازيد و با خود میگوييد: "اه... بي خيال!"، و شما هرگز آن لغت را ياد نمیگيريد. يکبار که سهولت کار با يک ديکشنري نرمافزاري را ديديد، هر هفته به هزاران لغت مراجعه خواهيد کرد و زبان انگليسي شما رشد چشمگيري خواهد داشت.
نوشتار فونتيک براي هر لغت
يک ديکشنري خوب بايد براي هر لغت نوشتار فونتيک داشته باشد. نوشتار فونتيک طرز تلفظ کلمه را به شما میگويد. بدون آن، شما نخواهيد توانست تا کلمه را بدرستي ادا کنيد؛ شما تنها میتوانيد آن را بخوانيد يا بنويسيد.
اين نوشتار بايد بر اساس الفباي فونتيک بينالمللي که اصلیترين الفباي فونتيک مورد استفاده در سراسر دنياست، نگارش يافته باشد. در اين جا به نمونهاي از آن اشاره میشود:
http://motarjemonline.com/down/images/forum/m-omumi/image-dic.gif
در اينجا، نوشتار فونتيک به صورت زرد رنگ نشان داده شده است. اين نوشتار به شما نشان میدهد که کلمه image چگونه تلفظ میشود.
بسياري از ديکشنریها (خصوصاً آنهايي که در ايالات متحده منتشر شدهاند) از سمبلهاي فونتيکي خاص خود - و نه سمبلهاي IPA - استفاده میکنند. استفاد از اين سمبلها قدري دشوار است و ما آنها را به مبتديان توصيه نمیکنيم. برخي از ديکشنریها تنها براي "دشوارترين کلمات" نوشتار فونتيک ارائه میدهند (معمولاً 5% کل کلمات). چنين ديکشنریهايي نيز به درد زبانآموزان نمي خورد، چرا که اگر شما يک فرد بومي نباشيد، همه کلمات براي شما دشوار خواهد بود. ما اين ديکشنریها را نيز توصيه نمیکنيم.
جملات نمونه براي هر کلمه
يک ديکشنري خوب بايد براي هر کلمه جملات نمونه و مثالهايي داشته باشد. جملات نمونه جملاتي هستند که کلمه مورد نظر را در بر میگيرند. برخي از ديکشنریها اين جملات را بعد از تعريف يک کلمه مي آورند. در تصوير زير، جملات نمونه در نوار زرد رنگي نشان داده شده است:
http://motarjemonline.com/down/images/forum/m-omumi/dizzy-dic.gif
جملات نمونه تنها کمک رسان شما نيستند، آنها به واقع از تعاريف مهمتراند. اگر چه يک تعريف، معني يک کلمه و گاهي اوقات برخي اطلاعات گرامري را در اختيار شما میگذارد، ولي جملات نمونه دست کم داراي سه مزيت میباشند:
شما را قادر میسازند تا مفهومی دقيق از کلمه بدست آوريد. اگر شما تعدادي جمله حاوي يک کلمه را بخوانيد، معني آن کلمه بسيار واضحتر خواهد شد.
طرز استفاده از يک کلمه را در جملات به شما نشان میدهند. بسياري از کلمات همراه با ساختارهاي گرامري يا لغات خاصي به کار میروند (مثلاً کلمه important اغلب در اين عبارت به کار میرود: "...It is important to" و کلمه weather، همراه با forecast میآيد، و نه کلمهاي مثل prediction). جملات نمونه اين اطلاعات را بطريقي روشن بيان میکنند. شما میتوانيد به آساني از آنها در ساختن جملات طبيعي خودتان تقليد کنيد.
مغز شما را براي توليد جملات انگليسي صحيح برنامه ريزي میکنند. اگر شما يک جمله انگليسي را بخوانيد، اين جمله در مغز شما میماند و شما را قادر میسازد تا در زماني ديگر، جملهاي مشابه (يا بخشي از يک جمله) را براي بيان مقاصد خود بسازيد. بنابراين هرچه جملات انگليسي بيشتري بخوانيد، جملات بيشتري میتوانيد بسازيد.
موارد ديگر...
تعاريف ساده. مفهوم و درک تعاريف بايد ساده باشد. اگر چيزي بتواند ساده باشد، بايد ساده باشد.
تعاريف مفيد. تا جايي که امکان دارد، تعاريف بايد به شما بگويد که چگونه از کلمه استفاده کنيد. بطور کلي، تعاريف طولاني تر، بهتر است، زيرا اطلاعات بيشتري بدست میدهد.
هم انگليسي آمريکايي و هم انگليسي بريتانيايي. ديکشنري شما بايد شامل هر دو نوع لغات آمريکايي و بريتانيايي باشد. همچنين، هر دو نوع تلفظ بايد در آن موجود باشد، زيرا هر دوي اينها در دنياي امروز کاربرد دارد.
افعال چندتايي و اصطلاحات. ديکشنریهاي مخصوصي براي اينها وجود دارد، ولي هر ديکشنریاي بايد رايجترين افعال چندتايي و اصطلاحات را دربرگيرد.
تصاوير. گاهي اوقات شما يک تصوير را بهتر از يک تعريف درک میکنيد. بعلاوه، يک تصوير میتواند به درک بهتر يک تعريف کمک شاياني کند.
چند تا و چه اندازه؟
داشتن حداقل دو ديکشنري ايده خوبي است: يک نوع بزرگ براي کار در خانه، و يک نوع کوچک (جيبي) براي حمل با خود. براي مثال، میتوان ديکشنري کوچک را با خود به کلاسهاي زبان برد.
ايده بهتر آن است که دست کم دو ديکشنري بزرگ داشته باشيد. براي چه؟ خب، بخاطر جملات نمونه و مثالها. دو جمله نمونه از يکي، و چهارتا از دو تا بهتر است. با داشتن مثالهاي بيشتر، شما تصوير کاملتري از طرز کاربرد لغت خواهيد داشت و میتوانيد مقصود خود را بيشتر و بهتر بيان نماييد.
منبع پست های 1 تا 7: mousavi51.blogfa.com
vBulletin v4.0.3, Copyright © 2000-2006, Jelsoft Enterprises Ltd.